بارتولوميو دي گوليلموي رگيويي در سال 1391 در بولونيا بهعنوان چشم پزشك شهرت فراواني يافته بود. در معالجهٴ اقسام بيماريهاي چشم به وي لقب
معجزهگر داده بودند و سنا مقرري سالانهاي برابر 20 فلورين طلا برايش تعيين كرده بود. مقارن همان ايام (1390) گيرالدوس دي كُمبا متولد سنفلور (در استان كانتال)، در ليون چنان شهرتي داشت كه بيماران از آوينيون به خدمتش ميشتافتند. در سال 1383 گيرالدوس و همسرش ماري دولوپيتال بهياري طاعونزدگان زادگاهشان شتافتند؛ او در سال 1390 به خدمت شارل ششم در آمد1.
ياكوپو پالمريو دا چينگولي (نزديك اليسي در ناحيهٴ آنكونا) رسالهاي در باب بيماريهاي چشم نوشت كه بيشتر اقتباس از بنوِنوتوس گراسوس (دوازدهم ـ 1) بود.
نسخهٴ خطي آن كه به شاهزاده بونكومپاني تعلق داشته در سالهاي 1476 ـ 1480 بهوسيلهٴ ماركو سينتسانوجوي سارنانويي (در مرز ماچراتا) نوشته شده است. اين پالمرو ناشناس است، شايد يك قرن پيش از سينتسانوجو ميزيسته است.
دو رسالهٴ مجهولالموٴلف در يك نسخهٴ خطي سدهٴ چهاردهم، كتابخانهٴ آرسنال پاريس (ش 1024) توسط پير پانسيه انتشار يافته است. اولي در 15 فصل است با منقولاتي از بقراط، دموكريتوس، جبرئيلبن بختيشوع (نهم ـ 1)، شاپوربن سهل (نهم ـ 2)، رازي (نهم ـ 2)، اسحاق اسرائيلي (دهم ـ 1) و ابنسينا(يازدهم ـ 1)، ولي بيشتر از آخري اقتباس شدهاست. رسالهٴ دوم شامل منقولاتي است از افلاطون، ارسطو، جالينوس، علي بن عباس (نهم ـ 2)، ابن سينا، و ابنرشد (دوازدهم ـ 2). اين رساله ناقص است و از چهار موضوع (به جاي هشتتايي كه در عنوان ذكر كرده) بحث ميكند: 1) تعريف چشم؛ 2) تركيب طبيعي چشم؛ 3) حركت چشم و پلك؛ 4) اساس رنگ چشم. باوجود تازگي نسخه، هر دو تأليف بايد از سدهٴ سيزدهم باشد.
بالاترين آزمايش تخصص چشمپزشك معالجهٴ آبمرواريد بود. قبلاً سرگذشت غمانگيز يوهان بوهميايي را ذكر كرديم؛ اگر شاهي مثل او نميتوانست عاقبتي بهتر از آن بيابد (وي سرانجام يكسره كور شد) رعاياي زيردست او چه اميدي ميتوانستند داشته باشند؟ ولي مورد يوهان احتمالاً بدخيم بوده است. ژيل لو مويزي بنديكتي خوشبختتر بود. در سال 1351 در حالي كه هشتاد سال داشت و دو چشمش از آب مرواريد كور شده بود، بهوسيلهٴ يوهان ماينسي عمل شد. او كه از تورنه ميگذشت، با اين عمل بينايياش را به وي بازگرداند، هرچند او ديگر نميتوانست بخواند. اين عمل به راستي بسيار دشوار بود و تنها بهوسيلهٴ چشمپزشكاني انجام